محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
177
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىفرمايد : « او كه در سينههاى مردم وسوسه مىافشاند . » « 1 » ( و نفث في الآذان نجّيا ) در گوش مردم ، آنچه مىخواند كه خود نيك مىداند . خداوند در اين باره مىفرمايد : « برخى از آن شياطين به برخى ديگر از روى غرور ، سخنان زيبا وسوسه مىكنند و اگر خداوند مىخواست چنين نمىكردند ؛ پس بگذار با افتراهاى خويش بمانند . » « 2 » ( فأضلّ و أردى و وعد فمنّى و زيّن سيّئات الجرائم ) هر كس به اباطيل او گوش فرادهد و به او اعتماد كند ، او را هلاك مىسازد و به آرزوهاى دروغ فريب مىدهد . ( و هوّن موبقات العظائم ) دور را نزديك و نزديك را دور مىسازد و به انجام گناهان بزرگ فريب مىدهد و آنها را كوچك مىنماياند . ( حتّى إذا استدرج قرينته و استغلق رهينته ) منظور از « قرينه » و « رهينه » نفس است كه شيطان او را فريب مىدهد و شكار مىكند . نفس آدمى پس از گمراهى به سختى اصلاح شدنى است و انسان برده و غلام گمراهيش مىشود . ( أنكر ما زيّن و استعظم ما هوّن و حذّر ما أمن ) او را از راه نجات ، گمراه ساخته و در راه هلاكت فريب داده و چون در آن گام برداشته و هلاك مىشود ، به او خيانت كرده و تنهايش مىگذارد : « . . . شيطان آن گاه كه به انسان مىگويد كافر شو و چون كافر شود مىگويد : من از تو بيزارم ، من از خداوند پروردگار جهانيان مىهراسم . » « 3 »
--> ( 1 ) . الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ ناس / 114 : 5 . ( 2 ) . شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ انعام / 6 : 112 . ( 3 ) . الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ حشر / 59 : 16 .